مدل سنجش و تحليل نياز سازمان هاي توليدي به چابك شدن با استفاده از تكنيك هاي تصميم گيري چند شاخصه و رويكرد فازي

چكيده: سازمان هاي توليدي معاصر با چالش هايي از دو سو مواجه هستند. از يك سو، فلسفه ها و تكنولوژي هاي توليدي جديد براي منسوخ كردن فلسفه ها و تكنولوژي هاي توليـدي موجـود ظـاهر شده اند. از سوي ديگر، مشتريان امروز با تقاضاي محصولات و خدمات جديد در يك دوره زماني كوتاه مدت پيشاپيش جسور و مهاجم تر شدهاند. از اين رو، سازمان هـاي توليـدي امـروز بـه منظـور تأمين چالش هاي هجوم آورده از هر دو سو نياز دارند كه بر حسب موقعيت هاي رقابتي پيرامـون بـه سرعت عمل كنند. بنابراين در طي چند دهه گذشته، صحنه توليد بـه سـمت نـوع نسـبتاً جديـدي از پارادايم توليد تحت نام ” توليد چابك ” جهت يابي كرده است. اما يك سـؤال وجـود دارد كـه آيـا چابك سازي يك سازمان، يك ضرورت اجتناب ناپذير فعاليت و رقابت در عرصه اقتصاد جهـاني است. در اين مقاله، با استفاده از چارچوب مفهومي تحليل نياز بـه چـابكي، يـك مـدل فـازي ارايـه شـده اسـت كـه از مفهـوم فـازي در فرآينـد سـنجش و تحليـل نيـاز بـه چـابكي و نيـز مـدل هـاي تصميم گيري چند شاخصه استفاده شده است. 20 صفحه pdf …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *